تبلیغات
ایـــــــــــــمـان به خدا



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 14 مهر 1390-03:07 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

ما هم دانشجو شدیم

ما هم رفتیم به دانشگاااااااااااااااه

نمردیمو بهمون گفتن دانشجو

ولی خداییش اگه بشه میرم از اول دبستان میخونم.بهترین دوران زندگیم دوره ی دبستان بود دنیای بچگی خیلی قشنگ بود یادش خیلی خیلی بخیر

یادمه همش به خاطره فضولیام جلو در دفتر بودم هر زنگ جلو دفتر بلاس بودم

هر زنگ خانوم ناظم با دفتر انضباط میومد تا میدید باز منم صداش در میومد.هه هه

بعد یکی میزد تو سرم این چونه مغنه ام کج میشد میرفت ای ور..

تو صف بوفه مدرسه بچه هارو نشکون میگرفتم که زود برم جلو تمر و لواشک بگیرم 

حالا که فکر میکنم میبینم عجیب فضول بودم.دلم واسه اون روزا خیلی تنگ شده

الان دیگه می گریم



تاریخ:چهارشنبه 13 مهر 1390-01:17 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

چکیده ای از سخنان استاد علی شریعتی

1.بچه که بودیم بستنیمان را گاز میزدند قیامت به پا میکردیم !

چه بیهوده بزرگ شذیم..

روحمان را گاز میزنند میخندیم !

2.به دنباله وازه مباش کلمات فریبمان میدهند.وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود باید فاتحه کلمات دیگر را خواند!

3.زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت!

4.دیشب که نمیدانستم به کدامیک از دردهایم بگریم

کلی خندیدم!

5.خدای خوبم هرگز کسی را به انچه قسمتش نیست عادت نده!

6.ای زینب نگو در کربلا چه گذشت..

بگو ما چه کنیم!

7.دور باش اما نزدیک..

من از نزدیک بودن های دور میترسم!



تاریخ:چهارشنبه 13 مهر 1390-01:02 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

پاییز

وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید

لباس هایی با جیب های بزرگ به اندازه ی دو دست!

شاید همین پاییز عاشق شدید. . .



تاریخ:چهارشنبه 13 مهر 1390-12:50 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

ارزانی

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟!

دوره ی ارزانیست. .

چه شرافت ارزان.تن عریان ارزان!

و دروغ از همه چیز ارزان تر

ابرو قیمت یک تکه ی نان

و چه تخفیف بزرگی خورده هست

                                                  قیمت یک انسان..



تاریخ:چهارشنبه 13 مهر 1390-12:27 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

دلم از تو شکستن نیاموخته است..

کاش میدانستی سردی برخوردهایت را فقط با گرمی اشکی که از چشمانم سرازیر میشود فراموش میکنم

کاش میدانستی تلخی روزهای بی تو بودن را فقط به امید شبهای شیرین رویای با تو بودن تحمل خواهم کرد

کاش میدانستی هرگز از تو دلگیر نخواهم شد شاید ان وقت زمان عزیزت را برای اوردن تباه نمیکردی

کاش میدانستی وقتی در کوچه باریک و تاریک بی توجهی قدم میزدم نگران بودم که مبادا به انکه دوستش داری برخورد کنی

کاش میدانستی کولاک و یخبندان قلب بی مهرت را تاب خواهم اورد حتی اگر بدانم روزی داغ قلب تبدارم روی دست هایت می رقصد.. 



تاریخ:سه شنبه 5 مهر 1390-02:20 ب.ظ

نویسنده :afsaneh

سلام به استان پر مهر تو ای موعود مهربان که در هر لحظه حضورت را تشنه ام

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین همه ی نداشته های من است

میگردم..تاب میخورم..اما باز تو را نمیبینم. پس تو کجایی ای قادر ای توانا ای تنها ای خدا؟؟؟

ای خدای زیبایی ها!!!

میگویند تو همیشه اینجایی همین نزدیکی ها پس چرا نمیبینمت؟همه جا را گشته ام پس چرا نیستی؟ به همه جا سر زده ام باز هم پیدایت نکردم!!!!

دیگر کجا بروم؟؟به کجا سر بزنم؟؟اصلا جایی مانده که نرفته باشم؟؟

یک لحظه صبر کن به گمانم هنوز یک جا مانده که نرفته ام!!!!!!

بگذار ببینم؟!اری تو اینجایی!!!تو در قلبم هستی..

واااااااااای چه قدر نزدیک بودی و من کجاها به دنبالت میگشتم؟؟!!!

حالا با هر نفسی که میکشم تو را ای مهربانم حس میکنم..

اری..تو از رگ گردن به من نزدیک تری